محمود نجم آبادى

363

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

و ملل مجاور شروع شده بود . عده‌اى از پزشكان يونانى در دربار پادشاهان هخامنشى به طبابت مشغول بودند . مانند دموكدس كه در دربار داريوش اول و دينون كه طبيب اردشير دوم ( 358 - 404 ق . م ) و كتزياس سابق الذكر طبيب و مورخ كه قريب هفده سال در دربار داريوش دوم ( 404 - 424 ق . م ) مىزيسته و تاريخى هم راجع به ايران نوشته بودند . پس از حمله اسكندر به ايران ، نفوذ تمدن يونانى در اين سرزمين زيادتر شد و جانشينان اين مرد غالب توانستند ، علوم يونانى را در كشورهاى مغلوب رواج دهند . در دوران سلوكيان ( 221 - 311 ق م ) و اشكانيان ( 226 ميلادى - 248 ق . م ) اين امر يعنى نفوذ و رواج علوم يونانى در ايران بسيار رونق يافت ، اما كم‌كم پس از ظهور ساسانيان و پيشرفت كيش مسيح ( ع ) به طرف مشرق ، رخنه و نفوذ تمدن يونان در مشرق و ايران در ميان اقوام سامى راه يافت . در اينجا اضافه مىنمائيم كه پس از سقوط امراء سلوكى بين‌النهرين ، ( در آن موقع يكى از مراكز مهم آن شهر ادس بود ) اولين شهرى كه شرك را رها كرد ، رها يا ارفه يا ادس بود ( 32 ميلادى ) . اين شهر از شهرهاى سوريه و جنوب آسياى صغير در كنار فرات و در چهارراه يونان و مصر و از طرفى بين ايران و روم قرار داشت و در حقيقت شاهراه بين شرق و غرب بود . نتيجه‌اى كه از مسيحى شدن آراميها حاصل شد ، آنكه انجيل يونانى و تورات عبرى به آرامى برگردانده شد و به اين ترتيب آراميها كليد علوم دينى را در دست گرفتند . آنگاه بر اثر شكست امپراطور روم ژوين ( Jovien ) از شاپور دوم و معاهده بين دو امپراطور ادس در سرزمين روم و نصيبين ( Nisibis ) تحت سلطه ساسانيان